شعری از آقای مهدی وزیربانی ، عکس ها از آقای پیمان شاملو
«هوالحق»
« برای آبروی شعر سپید ایران به مناسبت هشتادو یکمین سال روز تولدش»
مهدی وزیربانی، شاعر جوانی که می رود تا قله شود

تخلص خونین بامداد
اینجا چکیده از حنجرهی زخمی قمُری،
همان قمُری بال شکسته
در هوای 28 شماره
از ماه کودتا
اینجا " بودای ِ" من
"ودا" میخواند
برای بدرقهی عودهای ِاشک
در چارسوقهای این شهر
قانون نانوشتهی قلبها
یاسای عشق تورا
در میان چکمهها سنجاق میکند
رقصت گرفته پیرمرد؟
میان درخت و خنجر و خاطره؟
که فسخ کند هر لحظه
وجودت،
عزیمت درد را از آنسوی آینه؟
عجب رسمی دارد این روزگار
برای دیدن سنگ شکستهات
باید اسم شب را زمزمه کرد،
سنگ که بشکند
به قول « عمران» هزار میشود
هزار دستان ِدستار دشتِ سپید گیسو،
برف نرم روی موهای تو
یخبندان تنهایی
را تجسدِ حماقت این قوم کرده است
چه کسی میگوید کعبه بت ندارد؟
اینجا کعبهی ماست
این بُت «هُبَل» نیست
گلوی اسماعیل است که هنوز میچکد
هرچقدر گوسفند نعره زند
هر چقدر گوسفند لگد کوب کند،
اینجا محراب سپیدایران است.
ÿ ÿ ÿ
کاش هنوز مزد گورکن
بندِ نافِ بهای آزادی بود،
اینجا حالا فقط شخصیت
در هوای پاره شدن یک بلیط شکل میگیرد.
میبینی؟
چه منزلتی داری پیرمرد؟
حالا همه وصیت میکنند.
کنار تو لَحَد برسرشان سقف شود.
بیچاره این طاهر
غریب شده کنار قربتِ تو!
بیچاره آتشی
حالا در جنوب
توبه نامه می خواند
به تاوان چهرهی ماندگارش
ÿ ÿ ÿ
راستی بگو ببینم؟
آنجا هم « معجزهی هزارهی سوم» دارید؟
برای انجمن شاعران مرده
مجوز عزرائیل صادر میکنند؟
یا صور اسرافیل ِسر به دار؟
آنها که شمس را
بهانهی تبریز کردهاند
یادشان نیست که خزر پایتخت گریههای
دختران تورانی است
کیک زرد را
هلهله کنید
تا این مردم از غمبادِ زردی
یرقان را نیمرو کنند برای
گرسنگی
بگذریم!!
میدانم که این روزها لبخند را
به روی لبهایت کام میگیری
عمران کنار توست
عملیات عمرانی را پایانی نیست
پیرمرد نگاه کن
اینجا برای تو
ای ایران زمزمه میکند
چه چفتی شده اند ایندو!
ÿ ÿ ÿ
آبروی شعر سپید ایران
تولدت مبارک
ای تن خستهی آزادی
آزادی
آزادی...
مهدی وزیربانی( م. ساحل)
نازی آباد – 20 آذر ماه 85
|
+| نوشته شده توسط
((دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو)) در دوشنبه 27 آذر1385
|