تبليغاتX
روزهای بی بامداد
 مسابقه یاد و خاطره ی احمد شاملو

مسابقه یاد و خاطره ی احمد شاملو :

 بنا بر اطلاع قبلی دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو در مورد « مسابقه شعر و متن ِ یادواره­ی احمد شاملو» که در روزنامه­های کثیرالانتشار کشور ، در دسترس عموم مردم قرار گرفته بود. طی این اطلاعیه به استحضار تمام جوانان پرشور و علاقه­مندی که ، پیرو اطلاع این دفتر اقدام به ارسال آثار متعدد نموده بودند ، می­رساند که این یادواره همچنان بر جای خویش استوار و پابرجاست و نتایج آن متعاقباً اعلام خواهد شد . همچنین بدینوسیله از تمامی هنرمندانی که در این مسابقه شرکت نموده و ما را یاری کردند تشکر و قدردانی بعمل می­آید. امید است که ارتباطتان را همچنان بر منوال گذشته با این دفتر حفظ نمائید.

 

|+| نوشته شده توسط ((دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو)) در دوشنبه 16 بهمن1385  |
 دو شعر از خانم بهاره نور بخش

دو شعر از خانم بهاره نور بخش

 

«صدای من اوهام آفرینش است شاید...»

از یک آنیم و بر آنیم

که از خاکیم و بر خاکیم

پس چرا دل را در محفل عزای

خاکبازی آنی ها در یک آن دادیم بر باد

باد گریزان از خاک ...

 

***

«زیر سنگریزه های پا خورده»

 

زیر سنگریزه های پا خورده

و تقدیری که پر است از نگاه های زنده به گور شده در آفتاب

آری ... «آفتاب بر تباهی اجساد ما قضاوت خواهد کرد»

به شیروانی مهار شده از بخشش قلب من بیا تا نگاهت دهم

تا نگاهت دهم و ببینی که با گنجشک ها می توان پرواز کرد

بر فراز آبشاری از عشق هم می توان سخن را تبریک گفت

سخنی از نهایت بودن

در نهایت گیج شدن در امتداد بی روای روز!

کسی در سکوت بی حنجره ی آفتاب فریاد می زند:

این منم که بی انتظار نشسته است

و کفش ها همگی جفتند!

آری ... این منم

|+| نوشته شده توسط ((دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو)) در دوشنبه 16 بهمن1385  |
 شعری از آقای پوریا
شعری از آقای پوریا:

 

سیاه ناله مکن ... سکوت کن ...

که « آه » رازهای ناگفته مان را جار می زند

سکوت کن ، گه گاه

*  *  *

سجده بسنجیده کن

که رستاخیز جستجویی ابدی است

مبادا چنین ناگه بنگری پس این شولای حیرت ، هیچ نیست

که آنگاه میلادمان جز کابوسی از غبطه ی مرگ چیست ؟

*  *  *

بگذار باشد هرچه هست

...

اما ...

سیاه ناله نکن

سکوت صخره را می شکند - بی تیغ و تیغه و تیشه

                                                              از ریشه تا همیشه

 

 

 

                                                                                   پوریا

                                                                                   پاییز ۸۳ - مهرشهر

|+| نوشته شده توسط ((دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو)) در یکشنبه 8 بهمن1385  |
 نامه ی دفتر نظارت به سایت عصر ایران
متن زیر ، در پاسخ به خبر درج شده در سایت عصر ایران  می باشد

 

سایت تحلیلی خبری عصر ایراننامه ی دفتر نظارت به سایت عصر ایران

عطف به خبر شماره 7535 بعد از مراتب احترام ، برای ما مسلم است که شما سایت بی نظری در مورد اخبار حواشی احمد شاملو نیستید. در مورد :

چرا کتاب کوچه متوقف است ؟

لازم است مستقیماً و نه سیاستمدارانه از کسی که خود را مولف و سرپرست و تنها یادگار بی چون و چرای احمد شاملو میداند سوال بفرمایید تا ایشان هم پاسخگو باشند ، این یادداشت به این معنا نیست که ما جوابی در پاسخ به سوال شما نداریم این دفتر به کل مسائل حواشی شاملوی بزرگ اشراف کامل دارد و می بایستی زمانش فرا رسد به هر حال امید است که خداوندهمه­ی  کج رفته گان را به راه راست هدایت فرماید.

 

|+| نوشته شده توسط ((دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو)) در شنبه 7 بهمن1385  |
 شعری از آقای علیرضا فراهانی
 

دو عاشقانه از آقای علیرضا فراهانی

 

 

 

تکه ای از نگاهت را

گوشه ای از تاقچه ی قلبم می گذارم

پنجره را باز می کنم

                       باد آن را می بَرد

 * * *

 

روز تاس می اندازد

شب جفت ها را به بازی می گیرد

 

 

|+| نوشته شده توسط ((دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو)) در دوشنبه 2 بهمن1385  |
 
 
بالا