تبليغاتX
روزهای بی بامداد
 مصاحبه هم میهن با سیاوش شاملو...

     در حاشیه مصاحبه سیاوش شاملو و روزنامه هم میهن در شماره ۴۰ یکشنبه دهم تیر ماه توضیحی را می طلبد که هرگونه سوء تفاهم را مرتفع نماید.3 سوال و جواب در مصاحبه مزبور به چاپ نرسیده.  این دفتر امید وار است این امر صرفا بعلت نبود فضای کافی در روزنامه صورت گرفته باشد و خدای نکرده به اعمال سلیقه  صورت نگرفته باشد مصاحبه به صورتی مغلوط چاپ شده که بعضی ار مفاهیم و معانی جملات را تغیر میدهد. بنا بر وظیفه ای که به عهده داریم مطالب چاپ نشده را ذیلا شرح میدهیم به امید اینکه نشریات شهر ما در مصاحبه ها و اینگونه مطالب دقت بیشتری مبذول دارند تا سوء تعبیری در خوانندگان ایجاد ننماید.

 

                                                                       دفتر نظارت بر اثار امد شاملو

                                                                    روابط عمومی

 

سوالهای هم میهن و جوابیه های چاپ نشده

 اقای سیاوش شاملو

 

        

۱.قطعا مخالفت شاملو با انتشار این اثر دلیل قانع کننده ای داشته است فکر میکنید که اگر شاملو زنده بود اجازه انتشار این اثر را میداد؟

 

من اعتقاد دارم که برای مطالعه افکار هر شاعر و نویسنده باید کلیه اثار او را  مورد برسی قرار داد تا بتوان به کنه اندیشه او دست یافت انتشار این کتاب هم برای شناخت اندیشه های او بود ضمن اینکه بعد از چاپ هم انفجاری صورت نگرفت به هر حال این کتاب برهه ای از زندگی یک شاعر است که بعد ها توانسته است به اوج قله های شعر دست یابد.

در چاپ این کتاب هیچ انگیزه ای برای لج بازی نبوده است . من وظیفه داشتم که اظلاعات گسترده تری را در اختیار کسانی قراردهم  که میخواهند اشعار و اندیشه های شاملو را مطالعه کنند.به نظر من تا کنون هیچ نقد جدی ای در بارهاثار این شاعر بزرگ انجام نشده است.باز هم تاکید میکنم که باز بینی کلیه اثار یک شاعر برای شناخت او لازم است.از طرفی من هیچ مخالفت مکتوبی از طرف "شاملو" برای انتشار این کتاب ندیدم کمااینکه اگر شاملو این را هم میگفت باز من وظیفه خودم میدانستم که ان را چاپ کنم. ملت "و" زیر خیمه گر گرفته شب "نیز که از کتاب های قدیمی اوست و سال ها قبل برای اولین بار چاپ شده است به زودی توسط نشر ثالث منتشر خواهد  شد . به هر حال "شاملو"هم  به این علت از انتشار اهنگهای فراموش شده رازی نبود که اشعار این کتاب بسیار رمانتیک است و شاملو در ان به پختگی لازم نریسیده بود . یعنی قله ای که بعد ها ان را فتح کرد و شعر های بعدی اش همه نشانه ای بر این مدعاست.

 

۲-قرار بود دست نوشته های شاملو نیز منتشر شود که فعلا این اتفاق نیفتاده است این موضو دلیل خاصی دارد؟

 

از دست نوشته های شاملو که فعلا خبری نیست و نمی دانم چه بر سر اهنها امده است با حساسیتی که ایدا در جمع اوری تمام جزییات و یادگارهای شاملو داشتند چطور ممکن است به گفته ایشان این دست نوشته ها را به چاپ خانه داده باشند و بعد از حروف چینی ناپدید شده باشند من در این مقوله همینجا به یاد دوست و رفیق هنرمند و دردکشیده ام که درست در این درد با هم مشترکیم "علی دهباشی" افتادم که دست رنج سالها پزوهش و جمع اوری یادگار ها و تلاشی وقفه  هنری اش را "زنی شبیه حوا" به باد داد و حتی به تنها فرزند اوهم رحم نکرد و به راستی شاید او بهتر بتواند پاسخ این سوال شمارا بدهد. اما همان طور که شاملو شاملو خواهد ماند علی دهباشی هم در ذهن این تاریخ پایدار میماند. این سوال متاثرم کرد و پاسخش روزی با قهر پروردگار عیان خواهد شد.

 

۳-گویا انتشار کارهای صوتی"شاملو" نیز مشکل دیگریست دراین خصوص نیز سازماندهی در کار داده میشود؟

 

راجع به سیدی ها و کارهای صوتی هم مساله زیا داریم. چرا که 5 سیدی و کاست توسط شرکت ماهور با همکاری ایدا بعد از فوت " شاملو " به بازار امده اند که از این مجموعه میتوان به مدایح بی صله در استانه و حدیث بی قراری ماهان ابراهیم در اتش ققنوس در باران باغ ایینه اشاره کرد که با موسیقی مرحوم حنانه به بازار عرضه شده این موسیقی ها بعد از فوت اقای حنانه در اختیار ماهور قرار گرفته است در حالی که این موسیقی برای "اواز" نوشته شده است نه صدای شاملو. به نظر میرسد که انجام این اقدامات هیچ هدف دیگر جزء کسب در امد ندارد. البته من پیشتر در مصاحبه ای که با خبرگزاری مهر داشتم بصورت مفصل پرداخته بودم و چون هم اکنون مسائل دیگری را دنبال میکنم و قبلا در وئرد این سوال شما پاسخ کاملی داده ام به خوانندگان محترم روزنامه هم میهن توصیه میکنم برای کسب اطلاعات بیشتر در این مورد به سایت خبر گزاری مهر مراجعه کنند که هم مطلب من هم پاسخ غیر اخلاقی پر همهمه و غیر مودبانه شرکت ماهور را ملاحضه نمایید که البته در اعلام نظر دوم نسبت به پاسخ شرکت ماهور قصد ارائه اسناد و مدارک مهم در جهت اثبات حرفهایم را داشتم که نمیدانم بنا بر چه دلیلی خبر گزاری مهر از ارائه سند بر روی سایت خودداری ورزید ما نیز این اسناد را از طریق خبر گزاری "عصر ایران" در معرض دید عموم قرار دادیم تا بر همه مشخص شود که اگر سکوت کرده ایم از روی ناچاری نیست بلکه از روی حیا و نجابت است. در هر صورت سایت رسمی دفتر نظارت بر اثار احمد شاملوبه ادرس www.bonyadeshamlou.com نیز در دسترس میباشد . ضمنا سایت شاملو به ادرس www.Shamlou.org  بعد از فوت او راه اندازی شد که بسیاری از مطالب در ایران رویت نمیشود و هرگز ارتباطی با دفتر نظارت ندارد. هم اکنون به یک سایت انتفاعی بدل شده است و ان هم دستاویزی برای کسب در امد و سوء استفاده از نام یک شاعر بزرگ است. افرادی چون پاشایی سرکیسیان و ... بعد از این باید پاسخگوی کارهایی باشند که انجام شده.

همچنین نشر ابتکارنو میبایستی که ۱۶ مستر از مستر های شاملو را که شعر خوانی کرده است به ما بر گرداند و من بار دیگر استدعا میکنم که این موضوع به صورت کدخدا منشانه حل شود و به خانواده اش پس داده شود.  من هیچ علاقه ای به رفتن دادگاه و پشت میز غاضی ایستادن ندارم. مارا مجبور نکنند چنین اقداماتی انجام دهیم. نوار های کاشفان فروتن شوکران ۱ ترجمه شعر های لورکا و لنگستون هیوز  سیاه همچون اعماق افریقای خودم چیدن سپیده دم سکوت سرشار از نا گفته هاست خروس زری پیرهن پری قبلا توسط نشر ابتکار چاپ شده بود و بعد از فوت مرحوم "امیر زال زاده" مستر یا ریل مادر این نوارها به دست "اذیتا ناصر اذری" میرسد که ایشان چون نفعشان از طریقی دیگر است که منشا ان همین اثار صوتی میباشد به سفارش ایدا از بستن قرار داد امتناع کرده و از چاپ کتاب ها استفاده غیر قانونی کرده اند.

 

 

            برای خواندن بر روی عکس کلیک کنید

           TinyPic image  

 

 

 

لازم به ذکر است...

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط ((دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو)) در دوشنبه 11 تیر1386  |
 

پس از اینکه کارگزاران سایت خبری مهر با مخالفت محمد موسوی مدیر موسسه ماهور در مورد  قرارداد (زنده یاد احمدشاملو وانتشارات ماهور) جهت روشن شدن افکار عمومی روبرو شدند روابط عمومی نظارت بر آثار احمدشاملو طی نامه ای به سایت خبری عصر ایران، اصل قرارداد مزبور به تصویر کشیده شد.

ازهمکاری و سعی سایت خبری عصر ایران در اطلاع رسانی و روشنگری افکارعمومی ممنون و سپاسگزار است.     

                                                           دفتر نظارت بر آثار احمدشاملو

                                                                     روابط عمومی

              TinyPic image 

              TinyPic image

|+| نوشته شده توسط ((دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو)) در چهارشنبه 6 تیر1386  |
 
                  TinyPic image
|+| نوشته شده توسط ((دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو)) در سه شنبه 5 تیر1386  |
 

در پی مصاحبه ی سیاوش شاملو با روزنامه سرمایه انتشارات ماهور بمدیریت سید محمدموسوی جوابیه ای به سایت خبری مهر ارائه نمودند که:

     TinyPic image 

مدیر موسسه ماهور:

انتشار آثار شاملو قانونی است

در پی انتشار گفتگوی فرزند احمد شاملو که مدعی شده بود برخی ناشران از جمله موسسه ماهور به صورت غیر قانونی و بدون رعایت حقوق خانواده شاملو آثاری را منتشرمی کنند مدیرموسسه ماهور توضیحی به خبر گزاری ارسال کرد.

 

به گزارش خبرگزارمهر،سید محمد موسوی در پاسخ به ادعای سیاوش شاملو گفت:انتشار تمامی آثار شاملو که توسط موسسه ماهورصورت گرفته قانونی و طی قراداد انجام شده است.

 

وی در توضیح قانونی بودن انتشارآثارشاملو توسط ماهور نوشته است: ضبط آثار شاملوباصدای خودش از سال 1373به مدت پنج سال،هفته ای سه روزدرمنزل شاعرفقید و با حضورهمسر گرامی ایشان انجام شدوحتی یک بار هم فرزند خلف ایشان، جناب آقای سیاوش شاملو در طی این مدت رویت نشد.در ضمن بیشتر ضبط های انجام شده در زمان حیات احمد شاملو منتشر شده است.

 

مدیر موسسه ماهور تمامی مدارک مربوط به قرارداد،نامه آیدا سرکیسیان در ارتباط به انتشار آثار توسط ماهور و رای دادگاه در زمینه اختلاف قبلی به تاریخ 6/6/85 را برای مهر ارسال کرده که در خبرگزاری محفوظ است.

 

 

آقای سیاوش شاملو در پاسخ گفته است که:

TinyPic image

 

 

ماهور اصل قرارداد و نامه آیدا شاملو را منتشر کند

همچنان تاکید می کنم که اقدام موسسه ماهور در انتشار آثار احمد شاملو غیرقانونی است و اگر غیر از این است می تواند اسناد مورد ادعای خود را منتشر کند.

کماکان مدعی غیرقانونی بودن اکثرآثاراحمدشاملو توسط  موسسه ماهور هستم. هیچ اظهار نظر شفاهی نمی تواند دلیل و مدرک برای اثبات تلقی شود. موسسه ماهور اگر مایل است می تواند و می بایست اصل قرارداد و نامه خانم آیدا سرکیسیان (همسر مرحوم احمد شاملو) را ارائه کند.

 

وی ادامه داد: این موسسه می تواند نامه آیدا را منتشر کند تا همه چیز روشن شده و مردم درباره آن قضاوت کنند.

 

مسئول دفتر نظارت برآثار شاملو اضافه کرد:برای اینکه مردم متوجه اصل ماجرا شوند بهتر است موسسه ماهور اصل قرارداد را منتشر کند تا موارد لازم را در این باره به اطلاع همگان برسانم.

 

                                                                                      دفتر نظارت بر آثار احمدشاملو

                                                                                                روابط عمومی

                                                           ***

لازم به ذکر است در صورتیکه انتشارات ماهور از پاسخ مدللی جهت روشن شدن اذهان عمومی ارائه ننماید ایندفتر کلیه مدارک و مستندات خود در مورد تخلفات انتشارات ماهور را در همین قسمت ارائه خواهد کرد.

                                                                                              

                      

|+| نوشته شده توسط ((دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو)) در یکشنبه 3 تیر1386  |
 گزارش به مردم بزرگوار

                     

                  نامه انتشارات مازیار به دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو

 

 

 

آقای سیاوش شاملو ورثه زنده یاد احمد شاملو و وکیل آقای سامان و خانم ساقی شاملو

احتراماْ- همانطور که مستحضرید از فوت زنده یاد احمد شاملو تا این تاریخ (حرف ت جلد ۱۰) و (حرف ج جلد ۱۱)  کتاب کوچه منتشر شده اما ادامه کار به دلایلی که هیچ مسئولیتی متوجه ناشر نیست به حالت تعلیق در آمده است! با غیاث به اینکه تعهدات ناشر نسبت به طرف قرارداد فیمابین یعنی زنده یاد شاملو و بعد از فوتش نسبت به وراث اش تمام و کمال اجراء شداما جنابعالی و بقیه ورثه از اجرای آن خودداری کرده اید!و با توجه به توقف انتشار از سال ۱۳۶۱تا ۱۳۷۶ همانطور که زنده یاد شاملو در صفحه ۴ مجلد ۵ کوچه بدان اشاره دارد که به ناشر لطمات روحی و مادی فراوانی وارد کرده و همینطور توقف انتشار از سال ۱۳۸۱( سال انتشار آخرین جلد یعنی ۱۱) تا کنون که در اثر عدم انجام تعهدات وراث نسبت به تحویل فیش های کتاب کوچه صورت گرفته و ناشر را از ادامه کار بازداشته است و نیز جهت یادآوری قرارداد فیمابین زنده یاد احمد شاملوو اینجانب (ناشر مازیار) از سال ۱۳۵۶ جاری بوده و ناشر نسبت به انجام تعهداتش انجام وظیفه کرده است حال در صورت عدم واگذاری فیش های کتاب کوچه زنده یاد احمد شاملو به ناشر کلیه وراث باید پاسخ گوی خسرات مالی و روحی وحیثیتی وارده به انتشارات مازیار باشند.

         

        ارادتمند - مهرداد کاظم زاده 

    

     نشر مازیار

          

 

 

 

 

 

گزارش دفتر نظارت  به مردم بزرگوار

 

 برای من بسیار سخت است که بخواهم از اختلاف ها سخن بگویم.ولی روند مذاکرات و مباحثات بین ورثه شاملو به توافق منجر نشد که به بن بست رسید.

برای آنکه به علت اختلاف ها پی برده شود، سه سند را ارائه می دهم و آنگاه پاسخ خود را.

امیدوارم تا مردم بزرگوار و دوستداران صمیمی شاملو در جریان موضوعات ما قرار بگیرند:

 

1-    نامه خانم سرکیسیان به وزارت ارشاد اسلامی بشماره 17563 مورخ 29/1/1386

2-    جوابیه مدیریت انتشارات مازیار به شکایت خانم سرکیسیان بشماره 28603 مورخ 24/2/1386

3-    نامه مدیریت انتشارات مازیار به سیاوش شاملو

4-    پاسخ دفتر نظارت به نامه مدیریت انتشارات مازیار

                                                                              

            باهم بخوانیم

                                            دفتر نظارت بر آثاراحمد شاملو 

                                                   سیاوش شاملو

 

 

 

 

 

 

     

نامه خانم ریتااتانث سرکیسیان به اداره محترم کتاب وکتابخوانی 

 

 

 

                                 به نام پروردگار هستی

حضور محترم مدیرکل اداره ی کتاب وکتابخوانی

 جناب آقای حمید زاده

با سلام

احتراماً به استحضار می رساند به رغم وصیت کتبی احمد شاملو که در آن جناب آقای عسکری پاشایی و اینجانب آیدا(ریتا) سرکیسیان، نمایندگان و سرپرستان قانونی کل آثار و وکیل ایشان تعیین و معرفی شده اند، چاپ و نشر آثار ایشان در مواردی بدون نظارت و بازبینی و گاه حتی بدون اطلاع وصلاحدید سرپرستان صورت گرفته است- کپی متن وصیت در پیوست آمده. جهت روشن شدن مطلب از آن میان به ذکر چند نمومه می پردازم.

 

 

 

 

1- انتشارات مازیار در اردیبهشت سال 1380 مجلد 10 کتاب کوچه ( جلد دوم حرف ت، به انضمام افزوده های آ،الف،ب،پ) و در اردیبهشت سال1381 مجلد 11 کتاب کوچه (حرف ج) را به چاپ رسانید. اما متاسفانه از آن جا که رساندن دو جلد مذکور به نمایشگاه سالانه ی کتاب تنها دغدغه ی ناشر بوده است نه تنها دقت و توجه لازم را مبذول  نداشته اند، بلکه هردو مجلد را با اشتباهات چاپی فاحش ، بدون اعمال اصلاحات اساسی که در نسخه خوانی نمونه اول حروفچینی انجام گرفته بود و بدون لحاظ کردن بسیاری از جاافتادگی ها ضمیمه شده –نظیر برخی آیتم ها، صرف فعل ها و ارجاعات – به چاپ رسانیده اند. علاوه بر آن در شرح آیتم ها ، شاهد مثال ها و ارجاعات دخل و تصرف کرده و موارد را به سلیقه ی خود تغییر داده و یا حذف کرده اند!

2- انتشارات مازیار رمان دوجلدی دن آرام را بدون اعمال غلط گیری ها و اصلاحاتی به چاپ رساند که در نسخه خوانی پیش از چاپ ( ازفروردین تا تیر ماه 1381 ) انجام گرفته بود؛ ناشر بدون کسب اجازه از مترجم و سرپرستان مقدمه ای مغلوط بر ابتدای اثر نوشت که در آن اهداف مترجم را از ترجمه ی کتاب مخدوش مینمود و به سبب تعجیل در امر انتشار برای رساندن کتاب به نمایشگاه سالانه ، از چاپ نام نامه ای که مترجم برای کتاب تهیه کرده بود نیز،باز ماند. ازسوی دیگر بر خلاف خواست شاملو که تاکید داشت کتاب با قیمتی منتشر شود که با قدرت خرید قشر کتابخوان مناسب باشد ، با گنجاندن طرح های رنگی روی کاغذ گلاسه – که مطلقاً  ضرورتی نداشت و بدون مشورت نیز انجام گرفته بود – افزایش بهای کتاب راسبب شد.

3-  انتشارات مروارید به رغم تاکید سرپرستان طی نامه ای مورخ 28 آبان 1383مبنی برلزوم اصلاح اشتباهات چاپی و جاافتادگیهای کتاب گزینه ی اشعار، چاپ پنجم ( 1380)،ششم (1383) و هفتم (1384) را با همان اشتباهات آزاردهنده و جاافتادگی ها منتشر کرده است.

4- انتشارات هیرمند در اردیبهشت 1381 کتابی با عنوان شاعر شبانه ها

 

 

 و عاشقانه ها منتشر کرده است. بیشتر مطالبی که از شاملو در این کتاب نقل شده پیش از این به چاپ نرسیده بود به طور مثال مقاله ها، گفتگوها و سخنرانی ها؛ و آن انتشارات بدون کسب اجازه به چاپ این موارد اقدام کرده است. این کتاب نیز با اشتباهات چاپی بسیاری همراه است.

 امید است که حسن نظر و همیاری آن اداره ی محترم، با ممانعت از چاپ و تجدید چاپ آثاری که بدون تایید و امضای سرپرستان و نمایندگان قانونی شاملو ارائه می شود، سبب ساز سامان بخشیدن به این آشفتگی گشته و مارا در انجام تکلیف یاری فرمایند.

با سپاس و احترام

آیدا سرکیسیان (شاملو)

25 فروردین 1386

                                                                               

 

 

    TinyPic image

 

   TinyPic image

 

 نامه مدیریت نشر مازیار به اداره کتاب وکتابخوانی

 

 

اداره محترم کتاب و کتابخوانی

آقای حمید زاده

با سلام، عطف به نامه شماره 17563-  29/1/86 آن اداره محترم ، اینجانب با 34 سال سابقه نشر و آشنا به تمام مراحل تولید کتاب، قرارداد چاپ و نشر« کتاب کوچه » را در سال 1356 منعقد و تمام مفاد قرارداد نیز از طرف اینجانب بی هیچ کم وکاستی اجرا شده و قدردانی زنده یاد شاملو در صفحه 4 کتاب کوچه (حرف ب- دفتر دوم) موید این امر است. متاسفانه بعد از درگذشت زنده یاد شاملو در سال 1379 تاکنون، مفاد قرارداد یک طرفه شده، بدین صورت که تمام حق التالیف های مربوطه پرداخت شده بدون اینکه فیشهای کتاب کوچه تالیف احمد شاملوطبق قرارداد فیمابین در اختیار ناشر گذاشته شود.به استناد قراداد واگذاری کلیه آثار مرحوم شاملو – منهای کتاب کوچه و دن آرام- به انتشارات زمانه، خانم سرکیسیان خود را سرپرست کل آثار و وکیل  مرحوم شاملو میداند که اولاً، کتاب کوچه در بندی از همین قرارداد از بقیه آثار منفک شده؛ ثانیاً، نه ثبت قانونی شده و نه وصیت نامه به حساب می آید؛ ثالثاً، وکالت قانونی بعد از فوت شخص ابطال می شود؛ خامساً به فرض اینکه تمام اظهارات ایشان در مورد سرپرستی صحیح باشد بر چه اساسی خانم سرکیسیان به خود اجازه می دهند در کارهای زنده یاد شاملو دست برده و آن را مغلوط و به عنوان اثر شاملو تحویل جامعه دهند!! و طبیعی است اینجانب به عنوان ناشر کتاب کوچه تالیف احمد شاملو نه دیگری و متعهد به خوانندگان کتاب کوچه و امانت دار مرحوم شاملو به هیچ عنوان اجازه دخل و تصرفی از سوی افراد غیر متخصص و فاقد صلاحیت را نخواهم داد.

بعد از درگذشت استاد شاملو، چون ازوضعیت فیشهای به جا مانده کتاب کوچه اطلاع دقیقی داشتم در صدد تشکیل تیمی از متخصصان فرهنگ عامه برآمدم که کار را به انجام رسانند. با چند تن از آقایان از جمله آقای بلوکباشی وآقای غلامحسین صدری افشارمطرح و قول مساعد دادند به شرطی که فیش های باقی مانده کوچه را ارزیابی کنند. اما متاسفانه خانم سرکیسیان زیر بار نرفتند و نمی روند و دلایلشان هم این است که تنها کسی که صلاحیت کار روی کتاب کوچه را دارد خودشان هستندو بس!! و چون این حرف با توجه به بضاعت علمی ایشان برایم پذیرفتنی نبوده و نیست، کینه اینجانب را به دل گرفته و تاکنون بارها در مطبوعات و سایت ها زحمات 34 ساله ام روی کتاب کوچه را ندیده گرفته و دست به وارونه جلوه دادن مسائل کرده است. حال به نکات مورد اشاره استاد سرکیسیان می پردازم:

1) قبلاً فقط جلد 11 کتاب کوچه- که نسخه غلط گیری آن را دیده بودند، در حضور آقای سیاوش شاملو فرزند بزرگ مرحوم شاملو از دست اینجانب بیرون کشیده و پس ندادند – مورد مناقشه خانم سرکیسیان بود که جلد 10 کتاب کوچه و دن آرام به آن اضافه شده است. جلد 10 بعد ازفوت شاملو منتشر شد واگر مانع آب بستن به کتاب نمی شدم کتاب به جای 800 صفحه، 1400 صفحه می باشد.

مورد جلد 11 کتاب کوچه، فیش ها به اضافه CD آن موجود است.اپراتور آن هم شاهد دن آرام هم عیناً اثر خود مرحوم شاملو است بدون هیچ کم و کاستی.اضافه و کم کردن دو تغییرات خانم سرکیسیان هم با دست خط شان موجود، این خانم جسارت را به جایی رسانده که مقدمه ناشر بر دن آرام را که عین حقیقت است مورد اعتراض و منوط به کسب اجازه کرده اند!! عکس های رنگی و قیمت کتاب را هم زیر سوال برده اند. اولاً حساب کتاب دن آرام به زبان روسی که عکس ها را در اختیارمان گذاشت بهترین گواه است که خود مرحوم شاملو از حساب کتاب- که خود نیز ناشر است- می خواهد که اجازه دهد از عکس های رنگی برای استفاده در ترجمه خود، آن را در اختیار ناشرمازیار قرار دهد.

جالب تر اینکه خانم سرکیسیان در صورت گالینگور بودن کتاب و داشتن عکس های رنگی قبول می کنند 30% از قیمت پشت جلد کتاب را به ناشر تخفیف دهند( یادداشت مربوطه موجود است).

آقای مجیدزاده درحدود چند ماه پیش در دفتر آقای سیاوش شاملو صورتمجلسی با حضور آقایان دکتر علی بلوکباشی، آقای غلامحسین صدری افشار، آقای دکتر باطنی، آقای دکتر ذوالفقاری و آقای پروفسور جمشید لطفی ( که حکم مورد قبول ورثه و ناشر است ) و آقای سیاوش شاملو و اینجانب تهیه و تنظیم شد که متن آن از خانم سرکیسیان می خواست برای ادامه کار فیش های مرحوم شاملو را برای بررسی در اختیار اعضای جلسه قرار دهند که باز هم اعتنایی به این صورتجلسه  نکردند! حال اگر از خانم سرکیسیان سئوال شود اشکالات در کجاست، فوراً مغلطه کرده و پرسشگر را از سوال خود پشیمان. اینجانب تاکنون به پاس احترام به زنده یاد شاملو سکوت پیشه کرده ام که این امر سبب سوء استفاده خانم سرکیسیان شده!

حال با توجه به وقفه 5 ساله ارائه فیش های مرحوم شاملو به ناشر که سبب میلیون ها تومان خسارت مادی و معنوی ناشر را فراهم آورده است،نامه ای در همین زمینه در تاریخ 21/2/85 به آقای سیاوش شاملو ارسال شده است. اگر خانم سرکیسیان خود را محق میدانند چرا به مراجع قضایی شکایت نمی برندو چون دلیل محکمه پسند ندارند که ارائه کنند می خواهند به صرف همسر شاملو بودن با جار وجنجال خواسته های خود را پیش ببرند که در مراجع قضایی کارساز نیست.

نکته دیگر اینکه حرف«چ» کتاب کوچه ( که هنوز منتشر نشده ) حروفچینی، از سوی اینجانب غلط گیری و سهم مرحوم شاملو و خانم سرکیسیان در آن مشخص شده که قرار بر این بوده که قسمت مربوط به ایشان از طرف متخصصی بررسی شود که اینجانب در تاریخ 30/1/86 صفحات مربوطه را در اختیار دستیار ایشان خانم سلماز در ازای گرفتن رسید گذاشتم. در صورتیکه نامه ارسالی خانم سرکیسیان به جنابعالی تاریخ 25/1/86 را دارد.

مورد دیگری که خانم سرکیسیان به آن اشاره نمی کنند تهیه و تنظیم قصه های کتاب کوچه است.هم کتاب را تهیه و تنظیم کرده ام و هم اسمی از خود نبرده و تا کنون در سه نوبت چاپ هم 20% حق التالیف به خانم سرکیسیان و ورثه پرداخت کرده ام.

رونوشت:

آقای سیاوش شاملو

آقای سیروس شاملو

شماره 28603

تاریخ 23/2/86    

 

 

 

 

 

پاسخ سیاوش شاملو به مدیریت انتشارات مازیار

 

جناب آقای مهرداد کاظم زاده

مدیریت محترم انتشارات مازیار

با سلام و احترام :

نامه بدون تاریخ و بدون شماره جنابعالی در تاریخ 21/2/1386 به اینجانب تحویل شد.

بعد از آن هم ، در تاریخ 25/2/1386 روگرفت (کپی) نامه شما که برای اداره محترم کتاب و کتاب خوانی نوشته بودید به اینجانب و برادرم سیروس تحویل داده شد.

ضمن آنکه متن شکایت خانم سرکیسیان نیز برای اینجانب هم ارسال شده است.

در نامه اول، خطاب جنابعالی به طور مستقیم به شخص اینجانب بعنوان ورثه زنده یاد احمد شاملو و وکیل آقای سامان و خانم ساقی شاملو بود که بنده هم به طور مستقیم خطاب به جنابعالی پاسخ گویی می نمایم تا به روشنگری پرداخته باشم و قصد هیچ گونه توهین به کسی و یا قصد هیچ گونه توجیهی ندارم.

همچنین در روگرفت و تصویر نامه تان به آقای حمید زاده (مدیر کل محترم اداره کتاب و کتاب خوانی )هم چون از بنده در چند مورد نامبرده شده بود ناچار ملزم به پاسخگویی بدان هم هستم.

در مورد وصیت نامه ادعایی خانم سرکیسیان بایستی توضیح دهم که هیچ یک از اعضای خانواده زنده یاد

احمد شاملو یعنی هیچ یک از ورثه ، وصیت نامه ای از پدرم را ندیده ایم.

تنها در یک بند از قراردادی که خانم سرکیسیان ( بعنوان خریدار آثارش و سپس به عنوان واسطه ی فروش آثار پدرم) با پدرم منعقد کرده بود، که این قرارداد پس از فوت پدرم توسط خانم سرکیسیان رونمائی و ارائه شده و قبل از آن در هیچ مرجعی ارائه و دیده نشده بود، چنین نوشته شده که خانم سرکیسیان به وکالت از سوی زنده یاد احمد شاملو می توانند سرپرستی آثار را بر عهده بگیرند که متاسفانه با فوت پدرم، این وکالت برای سرپرستی از نظر حقوقی و عرفی ساقط و فاقد اعتبار شده است و خانم سرکیسیان پس از آن حق وکالت برای سرپرستی آثار را نخواهند داشت.

بنابراین، قید یک بند در قرارداد ادعایی، نه به عنوان وصیت نامه تلقی می شود و نه به عنوان وکالت نامه قانونی.

در ثانی ، همین بند قید شده در قرارداد، در جایی هم ثبت قانونی نشده است.

ضمن آنکه هرگونه وکالت پس از فوت موکل، به طور خود به خود باطل و کان لم یکن تلقی می شود، تا چه رسد به وکالت برای سرپرستی آثار.

خودم راملزم به توضیح بیشتر می دانم تا شما هم بیشتر آگاهی یابید و آن هم در مورد قضایای پس از فوت پدرم است.

پس از درگذشت زنده یاد  احمد شاملو،قرار بر این شده که کلیه ورثه، دفتر نظارت بر حفظ و نشر آثار احمد شاملو را بنیانگذاری کنیم که با موافقت کلیه ورثه این اتفاق انجام شد ولی متاسفانه در میانه را، جوسازی ها و سنگ اندازی های خانم سرکیسیان باعث پراکندگی بین ورثه شد.

زیرا خانم سرکیسیان به عنوان همسر سوم پدرم، خود را به تنهایی ورثه می داند و تلاش می کند تا فرزندان شاملو را از حیطه ورثه بودن خارج نماید.

البته برای این مورد هم، بارها به ایشان تذکر داده شده است، ولی نامبرده خود را تابع هیچ مقررات و قانونی نمی داند و به طور مداوم از برقراری آرامش درون خانواده ورثه جلوگیری کرده و کار را به جای رسانده که خود را ملزم به پاسخ گویی در مورد اعمال غیر قانونی خود نمی داند.

پدرم در دهه بیست، کار جمع آوری کتاب کوچه را با مادرم مرحوم اشرف الملوک اسلامیه آغاز کرد.

سپس در دهه سی، جمع آوری فیش های کتاب کوچه را با همسر دوم خود مرحومه خانم دکتر طوسی حائری مازندرانی ادامه داد.

اینک اما خانم سرکیسیان خود را پژوهشگر می داند و مدعی است که کتاب کوچه را بایستی ایشان تایید وچاپ کنند،درصورتی که نامبرده اصلاً صلاحیت لازم علمی و توان فرهنگی و جایگاه اظهار نظر در فرهنگ کوچه را ندارد.و ما ورثه، اجازه هیچ گونه دخل وتصرفی در کتاب کوچه توسط خانم سرکیسیان را نمی دهیم و معتقدیم که کتاب بایستی با همان اصالت و هویت اصلی به چاپ برسد.

حتی در جلسه ای با دعوت از استادان محترم دانشگاه، آقایان دکتر علی بلوکباشی، دکتر ذوالفقاری، دکتر محمدرضا باطنی، دکتر امیراشرف صادقی، استاد غلامحسین صدری افشار، پروفسور جمشید لطفی،شما و بنده تشکیل شد،همگی اظهار نگرانی خود را بابت کاهش کیفی مطالب کوچه اعلام داشتند.

متاسفانه توصیه های آن جلسه، توسط خانم سرکیسیان بی ارزش تلقی شده است.باز هم بگویم که متاسفانه خانم سرکیسیان  تنها وتنها خود را دارای صلاحیت برای کار روی کتاب کوچه می داند و بس، در صورتی که ایشان نه تنها یک ادیب نیستند که حتی یک پژوهشگر هم نیستند و بر اساس دستور زبان فارسی نمی توانند یک نوشته ارائه دهند آنگاه خود را محقق وصاحب نظر در پژوهش کتاب کوچه دانسته اند،که من شما و همه استادان محترم از این برخورد ادعایی خانم سرکیسیان بسیار متاسف شدیم.

آیا خانم سرکیسیان، استاد ادبیات و استاد فولکور و مردم شناسی (فرهنگ عامه کوچه وبازار) هستند که اینچنین برخورد می کنند؟

یادم هست که یک جلد ( احتمالاً جلد 11 کتاب کوچه) که غلطگیری شده بود را از شما گرفتند و حاضر به پس دادن نشدند.

اینک که چاپ کتاب کوچه که به لطف دلسوزی های ایشان متوقف شده در حدود 5 سال است که دچار وقفه شده،باعث این نابسامانی ها فقط شخص خانم سرکیسیان است وبس. یعنی تمام لج بازی های ایشان از غرور و خودخواهی شخصی نشات گرفته و می خواهد ازعنوان « همسر شاملو بودن» سوء استفاده کند و متعجبم که چرا از چاپ آثار پدرم جلوگیری می کند و با توجه به اینکه کلید دست نوشته های پدرم نزد ایشان است، به جای اینکه آنها را در دسترس علاقه مندان قرار بدهد، آنها را مخفی کرده است!؟

ضمن آنکه پس از فوت پدرم، حق السهم ایشان یک هشت می شده، ولی شما همچنان یک سوم را برای ایشان پرداخت نموده اید.

در مورد کتاب «دن آرام » به یاد دارم که این پیشنهاد شما بود که پدرم را تشویق به ترجمه آن کردید و سپس نسخه های فرانسوی (در چهار جلد) را به ایشان ارائه دادید و پدرم هم ترجمه« دن آرام» را یک ظرف زبانی مناسب برای ترجمه به زبان روایی دید و دست به ترجمه آن زد( حتی پدرم می گفت که در بعضی از مواقع از نسخه های روسی آن به توسط آقای ایرج کابلی استفاده کرده است).

بنابراین ادعای خانم سرکیسیان راجع به عکسهای داخل کتاب به هیچوجه محلی از اعراب ندارد زیرا که پدرم آن را تایید کرده بود.

نوع جلد، مقدمه ناشر، قیمت کتاب، و...همه و همه بهانه ای بیش نیست تا خانم سرکیسیان از دست سوالات متعدد ورثه و همچنین از دست دقت نظر و سختگیری مسئولانه شما در چاپ کتاب کوچه خلاص شود.

خانم سرکیسیان در مصاحبه خود ( پس از انتشار کتاب دن آرام ) با روزنامه ایران، اصالت و صحیح بودن چاپ رمان دن آرام را مورد تایید قرار داده بود، حال چگونه است که پس از سه سال چنین موضعی اتخاذ کرده؟ جای تعجب دارد!؟

این تناقض فکر خانم سرکیسیان ، آیا عجیب و دوگانه نیست!؟متاسفانه ایشان حافظه ی ضعیفی دارند که دو برخورد متضاد نموده اند.

فکر می کنم اگر ایشان را به جای مترجم می گذاشتید موضوع حل شده بود.

در همین جا بایستی بگویم که کلیه ورثه به جز خانم سرکیسیان حاضر به چاپ کتاب کوچه می باشیم ولی متاسفانه فیش ها نزد نامبرده بوده که از ادامه چاپ آن خودداری می کند آنهم بدون ارائه هیچ دلیل قانع کننده و هیچ استدلال عقلی و عرفی.

ملاحضه می فرمایید که من و خانواده ام تمایل به چاپ کلیه آثار پدرم را داریم و تا کنون هم تلاش ما بر همین منوال بوده و تجدید چاپ کتابهای اولیه پدرم نیز دلیلی بر همین ادعاست ولی متاسفانه خانم سرکیسیان به تنهایی از چاپ کتاب جلوگیری کرده و بنابر این مسئولیتی متوجه ورثه شاملو نمی باشد و کار به آن جا کشیده شد که ما هم از طریق مجاری قانونی و حقوقی خواستار پاسخ گویی ایشان در تمام موارد اختلاف پیش آمده فیمابین هستیم تا هرچه سریعتر به ساماندهی آثار پدر بپردازیم.

خانم سرکیسیان کار را به جایی کشانده که نمی گذارد «موزه شاملو» را راه اندازی کنیم و متاسفانه شاهد آن هستیم که کلیه آثار دست نوشته پدرم روز به روز کمتر کمتر می شود.

امید آن دارم تا با تقسیم ما ترک هرچه زودتر« موزه شاملو»  افتتاح شود.

آقای کاظم زاده عزیز؛

فکر می کنم تا حدودی به شکایت شما از ورثه پاسخ گفته باشم و در جهت تنویر ذهن شما و افکار عمومی، مسبب چنین وضعیتی رابشناسید.

بنابراین از مسبب بپرسید و پیگیری نمایید که حق با شماست.

                                                                         دفتر نظارت بر اثار شاملو

 

                                                                                  سیاوش شاملو

                                                                                  27/3/1386

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط ((دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو)) در چهارشنبه 30 خرداد1386  |
 از نامه های دریافتی:
 

نامه ی ارسالی از نشر مازیار در باب موقعیت کتاب کوچه:

 

 

تاریخ ارسال به دفتر نظارت 21/2/85

 

     انتشارات مازیار

 

 

آقای سیاوش شاملو ورثه زنده یاد احمد شاملو

 و  وکیل آقای ِ سامان و خانم ِ ساقی ِ شاملو

احتراما – همانطور که مستحضرید از فوت زنده یاد احمد شاملو تا این تاریخ ( حرف ت/ جلد ده) و( حرف ج/ جلد یازده) کتاب کوچه منتشر شده اما ادامه کار بدلایلی که هیچ مسئولیتی متوجه ناشر نیست به حالت تعلیق در امده است!

با عناینت به اینکه تعهدات ناشر نسبت به طرف قرارداد فیمابین یعنی زنده یاد شاملو و بعد از فوتش نسبت به وراث­اش تمام و کمال اجرا شده، اما جنابعالی و بقیه­ ورثه از اجرای آن خودداری کرده­اید!

و با توجه به توقف انتشار از سال 1361 تا سال 1376 همانطور که زنده یاد شاملو در صفحه چهار مجلد پنج کوچه بدان اشاره دارد- که به ناشر لطمات روحی و مادی فراوان وارد کرده و همینطور توقف انتشار از سال 1381( سال انتشار آخرین جلد یعنی یازده) تا کنون که در اثر عدم انجام تعهدات وراث نسبت به تحویل فیش­های کتاب کوچه صورت گرفته و ناشر  را از ادامه کار بازداشته است و نیز جهت یادآوری ، قرارداد فیمابین زنده یاد احمد شاملو و اینجانب ( ناشر مازیار) از سال 1356 جاری بوده و ناشر نسبت به انجام تعهداتش  انجام وظیفه کرده است، حال در صورت عدم واگذاری فیش­های کتاب کوچه­ی زنده­یاد احمد شاملو به ناشر ، کلیه­ی وراث باید پاسخ­گوی خسارات مالی و روحی و حیثیتی وارده به انتشارات مازیار باشند!

 

ارادتمند- مهرداد کاظم زاده انتشارات مازیار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط ((دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو)) در یکشنبه 30 اردیبهشت1386  |
 اطلاعیه
 

شیفته­گان آثار احمد شاملو و خواننده­گان کنجکاو ِ این دفتر:

دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو در  سعی و اهتمامی که  برای  به سامان کردن آثار این شاعر معاصر در آینده به انجام خواهد رساند همچنین به جریانی روان انداختن  و تسریع چاپ و نشر  کتاب کوچه  و رسیده­گی به آثار باقی مانده­ی شاعر، تا پایان فصل تابستان  سایت و وبلاگ خود:

سایت دفتر نظارت

و

وبلاگ دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو

را به روز نخواهد کرد.

طبعا گزارش تازه­ترین کارهای احمد شاملو برجسته­ترین خبر در بازگشایی مجدد این پایگاه اینترنتی خواهد بود.

کماکان نشانی اینترنتی ِ ما  

shamlou.office@gmail.com

برای برقراری ارتباط با خواننده گان فعال خواهد بود.

 

 

 

|+| نوشته شده توسط ((دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو)) در یکشنبه 9 اردیبهشت1386
 ((پیام سیاوش شاملوبه مناسبت پرواز علیرضا اسپهبد ))

 

   ((پیام سیاوش شاملوبه مناسبت پرواز علیرضا اسپهبد ))

 

چه بگویم ؟ سخنی نیست

می وزد از سرّ امید نسیمی

لیک تا زمزمه ساز کند

در همه خلوت ِ صحرا

به رَ هَش نارونی نیست

چه بگویم ؟ سخنی نیست ....

                                                 (( احمد شاملو ))

 

                

 

به راستی ، توجه می کنی ، تبر تیز ِ صنوبر کش . هنوز شمیم زیبائیِ بهار برتارکِ فصول ، سایه نیفکنده است که بر تورّق ِ دفتر خالی ، انتظار تصویری دیگر را به نظاره نشسته ایم .

(( اسپهبد )) نقش ِ این سرزمین ِ مادری ، چونان به کیان ِ اهورایی اش دل سپرد که سُویدای گلویم را توان گفتن نیست . به راستی که ما همچون انگشت سبابه ای هستیم که تنها بر مُنبت ِ زنده گی ، سائیده می شویم ومی رویم وصرّاف ِ زمانه را چشم در حلقه ی انتظار می ستاییم.  

حجم درد بس عظیم است و واقعه نا منتظر ، (( بچه های اعماق )) به دیدار آخرین نقشِ علیرضا خواهند شتافت تا (( ترجمانِ فاجعه )) ، (( طبیعتِ بی جان )) را لوگویِ ابدیت کند .

چونان قویی بر امواج تنهائی (( بربط )) بدست وفریبنده زاد و فریبا جان سپرد واین عظمت تنها در قامت همچون اوئی برازنده بود . واژه در ترسیم اندوه وجودم عاجز است ، پس یرای (( بامداد ومیترا اسپهبد )) آرام می نویسم تا بلند فریاد کنند : (( اسپهبد به عشق رسیدنه به مرگ )) این دو. یادگارِ گرانبها علیرضا اسپهبد ، بوطیقای  وجودم را تسخیر کرده اند ودر این کاروانِ غم هم رکابشان ، عزم ِ التیام می کنم . تنها یک چیز برگلویم ِ، قفس حادثه خواهد شد و آن حرفها ی آخرین دیدارِ من و او بود که می دانم و می داند . درد را تاب آورد تا بر بی تابی ِ دیدار شاملو پایانی ابدی دهد . فردا که آفتاب طلوع کند ، اولین روزها ی بی او آغاز می شود و آنانی که هر دم این روزها زخمش می زدند ، عادتهای عمومی را شیوع خواهند داد – گلایول- میخک ،...

گفتم : علی جان به دهکده برو ، گفت : ((نه....)) حالا گلویت را حنجره کن علی ! به شاملو بگو آنچه که می گفتی و می سوختی ومیترا هم خواهد گفت : به همه بگو علی حالش خوب است . دلم ، دستم سخت می لرزد ، بامداد عزیز ، میترای مهربان نگاه کنید ، پیکر ِ گوزن ِ پیر ، بر دوش ِ گوزنهای جوان سخت می تازد ، علیرضا به عشق رسیده نه به مرگ ...

 

 

 

                                                         دفتر نظارت بر آثار احمدشاملو        

                                                                       سیاوش شاملو

|+| نوشته شده توسط ((دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو)) در دوشنبه 7 اسفند1385  |
 مسابقه یاد و خاطره ی احمد شاملو

مسابقه یاد و خاطره ی احمد شاملو :

 بنا بر اطلاع قبلی دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو در مورد « مسابقه شعر و متن ِ یادواره­ی احمد شاملو» که در روزنامه­های کثیرالانتشار کشور ، در دسترس عموم مردم قرار گرفته بود. طی این اطلاعیه به استحضار تمام جوانان پرشور و علاقه­مندی که ، پیرو اطلاع این دفتر اقدام به ارسال آثار متعدد نموده بودند ، می­رساند که این یادواره همچنان بر جای خویش استوار و پابرجاست و نتایج آن متعاقباً اعلام خواهد شد . همچنین بدینوسیله از تمامی هنرمندانی که در این مسابقه شرکت نموده و ما را یاری کردند تشکر و قدردانی بعمل می­آید. امید است که ارتباطتان را همچنان بر منوال گذشته با این دفتر حفظ نمائید.

 

|+| نوشته شده توسط ((دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو)) در دوشنبه 16 بهمن1385  |
 دو شعر از خانم بهاره نور بخش

دو شعر از خانم بهاره نور بخش

 

«صدای من اوهام آفرینش است شاید...»

از یک آنیم و بر آنیم

که از خاکیم و بر خاکیم

پس چرا دل را در محفل عزای

خاکبازی آنی ها در یک آن دادیم بر باد

باد گریزان از خاک ...

 

***

«زیر سنگریزه های پا خورده»

 

زیر سنگریزه های پا خورده

و تقدیری که پر است از نگاه های زنده به گور شده در آفتاب

آری ... «آفتاب بر تباهی اجساد ما قضاوت خواهد کرد»

به شیروانی مهار شده از بخشش قلب من بیا تا نگاهت دهم

تا نگاهت دهم و ببینی که با گنجشک ها می توان پرواز کرد

بر فراز آبشاری از عشق هم می توان سخن را تبریک گفت

سخنی از نهایت بودن

در نهایت گیج شدن در امتداد بی روای روز!

کسی در سکوت بی حنجره ی آفتاب فریاد می زند:

این منم که بی انتظار نشسته است

و کفش ها همگی جفتند!

آری ... این منم

|+| نوشته شده توسط ((دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو)) در دوشنبه 16 بهمن1385  |
 شعری از آقای پوریا
شعری از آقای پوریا:

 

سیاه ناله مکن ... سکوت کن ...

که « آه » رازهای ناگفته مان را جار می زند

سکوت کن ، گه گاه

*  *  *

سجده بسنجیده کن

که رستاخیز جستجویی ابدی است

مبادا چنین ناگه بنگری پس این شولای حیرت ، هیچ نیست

که آنگاه میلادمان جز کابوسی از غبطه ی مرگ چیست ؟

*  *  *

بگذار باشد هرچه هست

...

اما ...

سیاه ناله نکن

سکوت صخره را می شکند - بی تیغ و تیغه و تیشه

                                                              از ریشه تا همیشه

 

 

 

                                                                                   پوریا

                                                                                   پاییز ۸۳ - مهرشهر

|+| نوشته شده توسط ((دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو)) در یکشنبه 8 بهمن1385  |
 نامه ی دفتر نظارت به سایت عصر ایران
متن زیر ، در پاسخ به خبر درج شده در سایت عصر ایران  می باشد

 

سایت تحلیلی خبری عصر ایراننامه ی دفتر نظارت به سایت عصر ایران

عطف به خبر شماره 7535 بعد از مراتب احترام ، برای ما مسلم است که شما سایت بی نظری در مورد اخبار حواشی احمد شاملو نیستید. در مورد :

چرا کتاب کوچه متوقف است ؟

لازم است مستقیماً و نه سیاستمدارانه از کسی که خود را مولف و سرپرست و تنها یادگار بی چون و چرای احمد شاملو میداند سوال بفرمایید تا ایشان هم پاسخگو باشند ، این یادداشت به این معنا نیست که ما جوابی در پاسخ به سوال شما نداریم این دفتر به کل مسائل حواشی شاملوی بزرگ اشراف کامل دارد و می بایستی زمانش فرا رسد به هر حال امید است که خداوندهمه­ی  کج رفته گان را به راه راست هدایت فرماید.

 

|+| نوشته شده توسط ((دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو)) در شنبه 7 بهمن1385  |
 شعری از آقای علیرضا فراهانی
 

دو عاشقانه از آقای علیرضا فراهانی

 

 

 

تکه ای از نگاهت را

گوشه ای از تاقچه ی قلبم می گذارم

پنجره را باز می کنم

                       باد آن را می بَرد

 * * *

 

روز تاس می اندازد

شب جفت ها را به بازی می گیرد

 

 

|+| نوشته شده توسط ((دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو)) در دوشنبه 2 بهمن1385  |
 اولین جلسه بنیاد کتاب کوچه

اولین جلسه­ بنیاد کتاب کوچه در تاریخ 27 دی ماه 1385 در دفتر نظارت بر آثار احمدشاملو با حضور آقایان دکتر محمدرضا باطنی – دکتر علی بلوک باشی – دکتر ذوالفقاری – دکتر غلامحسین صدری افشار – پرفسور جمشید لطفی – آقای مهرداد کاظم زاده ( ناشر کتاب کوچه) و آقای سیاوش شاملو موسس و مدیر دفتر نظارت برآثار احمد شاملو ، در زمینه انتشار کتاب کوچه مورد بحث و گفتگو قرار گرفت . سرکار خانم سرکیسیان ( آیدا ) به علت کسالت در جلسه حاضر نبودند. صورت جلسه­ای به امضای حاضران تنظیم گردیده است ، اولین جلسه بسیار پربار بود که جزییات آن در آینده­ای نزدیک به اطلاع علاقمندان خواهد رسید.

تصاویر زیر روایتی از جلسه­ فوق می­باشد.

 


 

 

 

 

 

 

از راست :

آقای دکتر بلوک باشی ،

پرفسور جمشید لطفی ،

 مهرداد کاظم زاده ناشر کتاب.

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

از راست :

آقای سیاوش شاملو،

آقای دکتر باطنی،

آقای دکتر صدری افشار.

 

 

 


 

 

 

  

آقای دکتر باطنی و

آقای دکتر صدری افشار

 

 


 

 

 

 

 

گوشه ای از جلسه

 

 


 

 

 

آقای دکتر باطنی 

آقای دکتر صدری افشار

آقای دکتر بلوک باشی

درجلسه

 

 


  

از راست : آقای دکتر ذوالفقاری

آقای دکتر صدری افشار

آقای دکتر محمدرضا باطنی

آقای مهرداد کاظم زاده ناشر کتاب کوچه

آقای پرفسور جمشید لطفی پشته به تصویر 

 

 


 

 

 

 

از راست : آقای دکتر علی بلوک باشی

پرفسور جمشید لطفی

 

 


 

 

 

 

 

 گوشه ای از جلسه

 

 

 


 

 

 

 

  

گوشه ای از جلسه

 

 


 

 

  

آقای سیاوش شاملو

پرفسور جمشید لطفی

  

 

 


 

 

 

 

 

 

آقای مهرداد کاظم زاده

پرفسور جمشید لطفی

 

 

 


 

 

 

 

 

 

  

 

اتمام جلسه

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

آقای د کتر بلوک باشی

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 اتمام جلسه

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط ((دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو)) در پنجشنبه 28 دی1385  |
 بنیاد کتاب کوچه
 

  

همزمان با سالروز عید قربان و سال نو مسیحی اساسنامه ی بنیاد کتاب کوچه پس از تدوین و کارشناسی به امضاء اعضاء بنیاد کتاب کوچه رسید . 

این تفاهم خجسته به جامعه فرهنگی و دوستداران هدیه ایست تا نویدبخش چاپ کلیه آثار احمد شاملو باشد .

 

                                                                    دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو

                                                                                  روابط عمومی

 

|+| نوشته شده توسط ((دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو)) در دوشنبه 11 دی1385  |
 تصاویری از هشتادویکمین سالروز تولد احمد شاملو

 

 مراسم هشتادویکمین سالروز تولد احمد شاملو

عکس هایی از پیمان شاملو

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 


   

 

 

 

 

 

استاد ضیاءالدین جاوید

 

 

 


 

 

 

 

 

از راست : آقای صمد شعبانی ، ی حسام مقبل ، خانم هنگامه مقبل، آقای علی ملکی

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 از راست: خانم شیرین حیات بخش، آقای مهدی وزیربانی

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

آقای موسی مصطفوی شاعر بهشهری

 

 

 


 

 

 

 

 

 گوشه ای از مراسم

 

 

 


 

 

 

 

 

 

گوشه ای از مراسم

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 گوشه ای از مراسم

 

 


 

 

 

 

 

 جمعی از شرکت کنندگان در تولد احمد شاملو در دهکده

 

 

|+| نوشته شده توسط ((دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو)) در سه شنبه 28 آذر1385  |
 شعر از آقای مهدی وزیر بانی

شعری از آقای مهدی وزیربانی ، عکس ها از آقای پیمان شاملو

 

 

 

«هوالحق»

 

 

« برای آبروی شعر سپید ایران به مناسبت هشتادو یکمین سال روز تولدش»

 

                                                                                        

                                                       مهدی وزیربانی، شاعر جوانی که می رود تا قله شود

 

تخلص خونین بامداد

اینجا چکیده از حنجره­ی زخمی قمُری،

همان قمُری بال شکسته

در هوای 28 شماره

از ماه کودتا

اینجا " بودای ِ" من

"ودا" می­خواند

برای بدرقه­ی عودهای ِاشک

 

در چارسوقهای این شهر                             

قانون نانوشته­ی قلبها                                                  

یاسای عشق تورا

در میان چکمه­ها سنجاق می­کند

رقصت گرفته پیرمرد؟

میان درخت و خنجر و خاطره؟

که فسخ کند هر لحظه

وجودت،

عزیمت درد را از آنسوی آینه؟

عجب رسمی دارد این روزگار

برای دیدن سنگ شکسته­ات

باید اسم شب را زمزمه کرد،

سنگ که بشکند

به قول « عمران» هزار می­شود

هزار دستان ِدستار دشتِ سپید گیسو،

برف نرم روی موهای تو

یخبندان تنهایی

را تجسدِ حماقت این قوم کرده است

چه کسی می­گوید کعبه بت ندارد؟

اینجا کعبه­ی ماست

این بُت «هُبَل» نیست

گلوی اسماعیل است که هنوز می­چکد

هرچقدر گوسفند نعره زند

هر چقدر گوسفند لگد کوب کند،

اینجا محراب سپیدایران است.

 

ÿ          ÿ  ÿ

 

کاش هنوز مزد گورکن

بندِ نافِ بهای آزادی بود،

اینجا حالا فقط شخصیت

در هوای پاره شدن یک بلیط شکل می­گیرد.

می­بینی؟

چه منزلتی داری پیرمرد؟

حالا همه وصیت می­کنند.

کنار تو لَحَد برسرشان سقف شود.

بیچاره این طاهر

غریب شده کنار قربتِ تو!

بیچاره آتشی

حالا در جنوب

توبه نامه می خواند

   به تاوان چهره­ی ماندگارش

ÿ             ÿ     ÿ

 

راستی بگو ببینم؟

آنجا هم « معجزه­ی هزاره­ی سوم» دارید؟

برای انجمن شاعران مرده

مجوز عزرائیل صادر می­کنند؟

یا صور اسرافیل ِسر به دار؟

آنها که شمس را

بهانه­ی تبریز کرده­­اند

یادشان نیست که خزر پایتخت گریه­های

دختران تورانی است

کیک زرد را

هلهله کنید

تا این مردم از غمبادِ زردی

یرقان را نیمرو کنند برای

گرسنگی

 

بگذریم!!

می­دانم که این روزها لبخند را

به روی لبهایت کام می­گیری

عمران کنار توست

عملیات عمرانی را پایانی نیست

پیرمرد نگاه کن

اینجا برای تو

ای ایران زمزمه می­کند

                                                       چه چفتی شده اند ایندو! 

 ÿ            ÿ   ÿ  

                                                            

آبروی شعر سپید ایران

تولدت مبارک

ای تن خسته­ی آزادی

                     آزادی

                       آزادی...

 

 

 

مهدی وزیربانی( م. ساحل)

نازی آباد – 20 آذر ماه 85

 

 

|+| نوشته شده توسط ((دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو)) در دوشنبه 27 آذر1385  |
 
 

عکس از آقای سپند بختیاری

مراسم هشتادویکمین سالروز تولد احمد شاملو در امامزاده طاهر کرج

 

|+| نوشته شده توسط ((دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو)) در شنبه 25 آذر1385  |
 سالروز تولد احمد شاملو

                          

 

 

 

                           یادگاریم و خاطره ، اکنون ...

 

آغازهشتادویکمین سالروز تولد « احمد شاملو» (( الف. بامداد))  را گرامی میداریم.

دیدارمان را تازه­تر می­کنیم با شاعر آزادی.

روز سه­شنبه 21 آذر ماه ، از ساعت 30/16 – 30/14 در امامزاده طاهر کرج گرد هم می­آییم.

 

 

آیدا و سیاوش شاملو

دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو

                                                                              بنیاد کتاب کوچه
|+| نوشته شده توسط ((دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو)) در یکشنبه 19 آذر1385  |
 مورد توجه خوانندگان

 

خوانندگان محترم وبلاگ (( روزهای بی بامداد))

شما می­توانید آزادانه عقاید و نظرات خود را مطرح کنید. اما پیش از بیان هر نظری لطفاً در مورد درستی برداشت خود دقت بیشتری بفرمائید.

نامه­ای که مربوط به عصر ایران بود خطاب به همان سایت نوشته شده بود. منظور از بردن نام شاملو بردن لفظی نیست منظور درج این نام در رسانه­ها است. متأسفانه زود برداشت کردن باعث بروز چنین عکس­العمل­هایی خواهد شد.

این دفترنه بر علیه بلکه در راستای اهداف احمد شاملو و در جهت سازماندهی آثار این شاعر ملی پایه گذاری شده است .

لازم به ذکر است مطالب درج شده روی وبلاگ دلیل بر تأیید یا رد آنها از سوی دفتر نظارت بر آثارشاملو نمی­باشد.

در حال حاضر اظهارنظر در مورد برداشت­های متفاوت صلاح نیست و سکوت در مورد این نظریات بیش از همه به جهت احترام به زنده یاد « احمد شاملو» می باشد. توضیحات کامل و پاسخ به هر پرسشی­، در شرایط مناسب وپس از برگذاری هشتادویکمین سالروز تولد شاعراز طریق این دفتر، به نظرتان خواهد رسید.

 

 

دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو

سیاوش شاملو

 

|+| نوشته شده توسط ((دفتر نظارت بر آثار احمد شاملو)) در سه شنبه 14 آذر1385  |
 
 
بالا