اداره محترم کتاب و کتابخوانی
آقای حمید زاده
با سلام، عطف به نامه شماره 17563- 29/1/86 آن اداره محترم ، اینجانب با 34 سال سابقه نشر و آشنا به تمام مراحل تولید کتاب، قرارداد چاپ و نشر« کتاب کوچه » را در سال 1356 منعقد و تمام مفاد قرارداد نیز از طرف اینجانب بی هیچ کم وکاستی اجرا شده و قدردانی زنده یاد شاملو در صفحه 4 کتاب کوچه (حرف ب- دفتر دوم) موید این امر است. متاسفانه بعد از درگذشت زنده یاد شاملو در سال 1379 تاکنون، مفاد قرارداد یک طرفه شده، بدین صورت که تمام حق التالیف های مربوطه پرداخت شده بدون اینکه فیشهای کتاب کوچه تالیف احمد شاملوطبق قرارداد فیمابین در اختیار ناشر گذاشته شود.به استناد قراداد واگذاری کلیه آثار مرحوم شاملو – منهای کتاب کوچه و دن آرام- به انتشارات زمانه، خانم سرکیسیان خود را سرپرست کل آثار و وکیل مرحوم شاملو میداند که اولاً، کتاب کوچه در بندی از همین قرارداد از بقیه آثار منفک شده؛ ثانیاً، نه ثبت قانونی شده و نه وصیت نامه به حساب می آید؛ ثالثاً، وکالت قانونی بعد از فوت شخص ابطال می شود؛ خامساً به فرض اینکه تمام اظهارات ایشان در مورد سرپرستی صحیح باشد بر چه اساسی خانم سرکیسیان به خود اجازه می دهند در کارهای زنده یاد شاملو دست برده و آن را مغلوط و به عنوان اثر شاملو تحویل جامعه دهند!! و طبیعی است اینجانب به عنوان ناشر کتاب کوچه تالیف احمد شاملو نه دیگری و متعهد به خوانندگان کتاب کوچه و امانت دار مرحوم شاملو به هیچ عنوان اجازه دخل و تصرفی از سوی افراد غیر متخصص و فاقد صلاحیت را نخواهم داد.
بعد از درگذشت استاد شاملو، چون ازوضعیت فیشهای به جا مانده کتاب کوچه اطلاع دقیقی داشتم در صدد تشکیل تیمی از متخصصان فرهنگ عامه برآمدم که کار را به انجام رسانند. با چند تن از آقایان از جمله آقای بلوکباشی وآقای غلامحسین صدری افشارمطرح و قول مساعد دادند به شرطی که فیش های باقی مانده کوچه را ارزیابی کنند. اما متاسفانه خانم سرکیسیان زیر بار نرفتند و نمی روند و دلایلشان هم این است که تنها کسی که صلاحیت کار روی کتاب کوچه را دارد خودشان هستندو بس!! و چون این حرف با توجه به بضاعت علمی ایشان برایم پذیرفتنی نبوده و نیست، کینه اینجانب را به دل گرفته و تاکنون بارها در مطبوعات و سایت ها زحمات 34 ساله ام روی کتاب کوچه را ندیده گرفته و دست به وارونه جلوه دادن مسائل کرده است. حال به نکات مورد اشاره استاد سرکیسیان می پردازم:
1) قبلاً فقط جلد 11 کتاب کوچه- که نسخه غلط گیری آن را دیده بودند، در حضور آقای سیاوش شاملو فرزند بزرگ مرحوم شاملو از دست اینجانب بیرون کشیده و پس ندادند – مورد مناقشه خانم سرکیسیان بود که جلد 10 کتاب کوچه و دن آرام به آن اضافه شده است. جلد 10 بعد ازفوت شاملو منتشر شد واگر مانع آب بستن به کتاب نمی شدم کتاب به جای 800 صفحه، 1400 صفحه می باشد.
مورد جلد 11 کتاب کوچه، فیش ها به اضافه CD آن موجود است.اپراتور آن هم شاهد دن آرام هم عیناً اثر خود مرحوم شاملو است بدون هیچ کم و کاستی.اضافه و کم کردن دو تغییرات خانم سرکیسیان هم با دست خط شان موجود، این خانم جسارت را به جایی رسانده که مقدمه ناشر بر دن آرام را که عین حقیقت است مورد اعتراض و منوط به کسب اجازه کرده اند!! عکس های رنگی و قیمت کتاب را هم زیر سوال برده اند. اولاً حساب کتاب دن آرام به زبان روسی که عکس ها را در اختیارمان گذاشت بهترین گواه است که خود مرحوم شاملو از حساب کتاب- که خود نیز ناشر است- می خواهد که اجازه دهد از عکس های رنگی برای استفاده در ترجمه خود، آن را در اختیار ناشرمازیار قرار دهد.
جالب تر اینکه خانم سرکیسیان در صورت گالینگور بودن کتاب و داشتن عکس های رنگی قبول می کنند 30% از قیمت پشت جلد کتاب را به ناشر تخفیف دهند( یادداشت مربوطه موجود است).
آقای مجیدزاده درحدود چند ماه پیش در دفتر آقای سیاوش شاملو صورتمجلسی با حضور آقایان دکتر علی بلوکباشی، آقای غلامحسین صدری افشار، آقای دکتر باطنی، آقای دکتر ذوالفقاری و آقای پروفسور جمشید لطفی ( که حکم مورد قبول ورثه و ناشر است ) و آقای سیاوش شاملو و اینجانب تهیه و تنظیم شد که متن آن از خانم سرکیسیان می خواست برای ادامه کار فیش های مرحوم شاملو را برای بررسی در اختیار اعضای جلسه قرار دهند که باز هم اعتنایی به این صورتجلسه نکردند! حال اگر از خانم سرکیسیان سئوال شود اشکالات در کجاست، فوراً مغلطه کرده و پرسشگر را از سوال خود پشیمان. اینجانب تاکنون به پاس احترام به زنده یاد شاملو سکوت پیشه کرده ام که این امر سبب سوء استفاده خانم سرکیسیان شده!
حال با توجه به وقفه 5 ساله ارائه فیش های مرحوم شاملو به ناشر که سبب میلیون ها تومان خسارت مادی و معنوی ناشر را فراهم آورده است،نامه ای در همین زمینه در تاریخ 21/2/85 به آقای سیاوش شاملو ارسال شده است. اگر خانم سرکیسیان خود را محق میدانند چرا به مراجع قضایی شکایت نمی برندو چون دلیل محکمه پسند ندارند که ارائه کنند می خواهند به صرف همسر شاملو بودن با جار وجنجال خواسته های خود را پیش ببرند که در مراجع قضایی کارساز نیست.
نکته دیگر اینکه حرف«چ» کتاب کوچه ( که هنوز منتشر نشده ) حروفچینی، از سوی اینجانب غلط گیری و سهم مرحوم شاملو و خانم سرکیسیان در آن مشخص شده که قرار بر این بوده که قسمت مربوط به ایشان از طرف متخصصی بررسی شود که اینجانب در تاریخ 30/1/86 صفحات مربوطه را در اختیار دستیار ایشان خانم سلماز در ازای گرفتن رسید گذاشتم. در صورتیکه نامه ارسالی خانم سرکیسیان به جنابعالی تاریخ 25/1/86 را دارد.
مورد دیگری که خانم سرکیسیان به آن اشاره نمی کنند تهیه و تنظیم قصه های کتاب کوچه است.هم کتاب را تهیه و تنظیم کرده ام و هم اسمی از خود نبرده و تا کنون در سه نوبت چاپ هم 20% حق التالیف به خانم سرکیسیان و ورثه پرداخت کرده ام.
رونوشت:
آقای سیاوش شاملو
آقای سیروس شاملو
شماره 28603
تاریخ 23/2/86
پاسخ سیاوش شاملو به مدیریت انتشارات مازیار
جناب آقای مهرداد کاظم زاده
مدیریت محترم انتشارات مازیار
با سلام و احترام :
نامه بدون تاریخ و بدون شماره جنابعالی در تاریخ 21/2/1386 به اینجانب تحویل شد.
بعد از آن هم ، در تاریخ 25/2/1386 روگرفت (کپی) نامه شما که برای اداره محترم کتاب و کتاب خوانی نوشته بودید به اینجانب و برادرم سیروس تحویل داده شد.
ضمن آنکه متن شکایت خانم سرکیسیان نیز برای اینجانب هم ارسال شده است.
در نامه اول، خطاب جنابعالی به طور مستقیم به شخص اینجانب بعنوان ورثه زنده یاد احمد شاملو و وکیل آقای سامان و خانم ساقی شاملو بود که بنده هم به طور مستقیم خطاب به جنابعالی پاسخ گویی می نمایم تا به روشنگری پرداخته باشم و قصد هیچ گونه توهین به کسی و یا قصد هیچ گونه توجیهی ندارم.
همچنین در روگرفت و تصویر نامه تان به آقای حمید زاده (مدیر کل محترم اداره کتاب و کتاب خوانی )هم چون از بنده در چند مورد نامبرده شده بود ناچار ملزم به پاسخگویی بدان هم هستم.
در مورد وصیت نامه ادعایی خانم سرکیسیان بایستی توضیح دهم که هیچ یک از اعضای خانواده زنده یاد
احمد شاملو یعنی هیچ یک از ورثه ، وصیت نامه ای از پدرم را ندیده ایم.
تنها در یک بند از قراردادی که خانم سرکیسیان ( بعنوان خریدار آثارش و سپس به عنوان واسطه ی فروش آثار پدرم) با پدرم منعقد کرده بود، که این قرارداد پس از فوت پدرم توسط خانم سرکیسیان رونمائی و ارائه شده و قبل از آن در هیچ مرجعی ارائه و دیده نشده بود، چنین نوشته شده که خانم سرکیسیان به وکالت از سوی زنده یاد احمد شاملو می توانند سرپرستی آثار را بر عهده بگیرند که متاسفانه با فوت پدرم، این وکالت برای سرپرستی از نظر حقوقی و عرفی ساقط و فاقد اعتبار شده است و خانم سرکیسیان پس از آن حق وکالت برای سرپرستی آثار را نخواهند داشت.
بنابراین، قید یک بند در قرارداد ادعایی، نه به عنوان وصیت نامه تلقی می شود و نه به عنوان وکالت نامه قانونی.
در ثانی ، همین بند قید شده در قرارداد، در جایی هم ثبت قانونی نشده است.
ضمن آنکه هرگونه وکالت پس از فوت موکل، به طور خود به خود باطل و کان لم یکن تلقی می شود، تا چه رسد به وکالت برای سرپرستی آثار.
خودم راملزم به توضیح بیشتر می دانم تا شما هم بیشتر آگاهی یابید و آن هم در مورد قضایای پس از فوت پدرم است.
پس از درگذشت زنده یاد احمد شاملو،قرار بر این شده که کلیه ورثه، دفتر نظارت بر حفظ و نشر آثار احمد شاملو را بنیانگذاری کنیم که با موافقت کلیه ورثه این اتفاق انجام شد ولی متاسفانه در میانه را، جوسازی ها و سنگ اندازی های خانم سرکیسیان باعث پراکندگی بین ورثه شد.
زیرا خانم سرکیسیان به عنوان همسر سوم پدرم، خود را به تنهایی ورثه می داند و تلاش می کند تا فرزندان شاملو را از حیطه ورثه بودن خارج نماید.
البته برای این مورد هم، بارها به ایشان تذکر داده شده است، ولی نامبرده خود را تابع هیچ مقررات و قانونی نمی داند و به طور مداوم از برقراری آرامش درون خانواده ورثه جلوگیری کرده و کار را به جای رسانده که خود را ملزم به پاسخ گویی در مورد اعمال غیر قانونی خود نمی داند.
پدرم در دهه بیست، کار جمع آوری کتاب کوچه را با مادرم مرحوم اشرف الملوک اسلامیه آغاز کرد.
سپس در دهه سی، جمع آوری فیش های کتاب کوچه را با همسر دوم خود مرحومه خانم دکتر طوسی حائری مازندرانی ادامه داد.
اینک اما خانم سرکیسیان خود را پژوهشگر می داند و مدعی است که کتاب کوچه را بایستی ایشان تایید وچاپ کنند،درصورتی که نامبرده اصلاً صلاحیت لازم علمی و توان فرهنگی و جایگاه اظهار نظر در فرهنگ کوچه را ندارد.و ما ورثه، اجازه هیچ گونه دخل وتصرفی در کتاب کوچه توسط خانم سرکیسیان را نمی دهیم و معتقدیم که کتاب بایستی با همان اصالت و هویت اصلی به چاپ برسد.
حتی در جلسه ای با دعوت از استادان محترم دانشگاه، آقایان دکتر علی بلوکباشی، دکتر ذوالفقاری، دکتر محمدرضا باطنی، دکتر امیراشرف صادقی، استاد غلامحسین صدری افشار، پروفسور جمشید لطفی،شما و بنده تشکیل شد،همگی اظهار نگرانی خود را بابت کاهش کیفی مطالب کوچه اعلام داشتند.
متاسفانه توصیه های آن جلسه، توسط خانم سرکیسیان بی ارزش تلقی شده است.باز هم بگویم که متاسفانه خانم سرکیسیان تنها وتنها خود را دارای صلاحیت برای کار روی کتاب کوچه می داند و بس، در صورتی که ایشان نه تنها یک ادیب نیستند که حتی یک پژوهشگر هم نیستند و بر اساس دستور زبان فارسی نمی توانند یک نوشته ارائه دهند آنگاه خود را محقق وصاحب نظر در پژوهش کتاب کوچه دانسته اند،که من شما و همه استادان محترم از این برخورد ادعایی خانم سرکیسیان بسیار متاسف شدیم.
آیا خانم سرکیسیان، استاد ادبیات و استاد فولکور و مردم شناسی (فرهنگ عامه کوچه وبازار) هستند که اینچنین برخورد می کنند؟
یادم هست که یک جلد ( احتمالاً جلد 11 کتاب کوچه) که غلطگیری شده بود را از شما گرفتند و حاضر به پس دادن نشدند.
اینک که چاپ کتاب کوچه که به لطف دلسوزی های ایشان متوقف شده در حدود 5 سال است که دچار وقفه شده،باعث این نابسامانی ها فقط شخص خانم سرکیسیان است وبس. یعنی تمام لج بازی های ایشان از غرور و خودخواهی شخصی نشات گرفته و می خواهد ازعنوان « همسر شاملو بودن» سوء استفاده کند و متعجبم که چرا از چاپ آثار پدرم جلوگیری می کند و با توجه به اینکه کلید دست نوشته های پدرم نزد ایشان است، به جای اینکه آنها را در دسترس علاقه مندان قرار بدهد، آنها را مخفی کرده است!؟
ضمن آنکه پس از فوت پدرم، حق السهم ایشان یک هشت می شده، ولی شما همچنان یک سوم را برای ایشان پرداخت نموده اید.
در مورد کتاب «دن آرام » به یاد دارم که این پیشنهاد شما بود که پدرم را تشویق به ترجمه آن کردید و سپس نسخه های فرانسوی (در چهار جلد) را به ایشان ارائه دادید و پدرم هم ترجمه« دن آرام» را یک ظرف زبانی مناسب برای ترجمه به زبان روایی دید و دست به ترجمه آن زد( حتی پدرم می گفت که در بعضی از مواقع از نسخه های روسی آن به توسط آقای ایرج کابلی استفاده کرده است).
بنابراین ادعای خانم سرکیسیان راجع به عکسهای داخل کتاب به هیچوجه محلی از اعراب ندارد زیرا که پدرم آن را تایید کرده بود.
نوع جلد، مقدمه ناشر، قیمت کتاب، و...همه و همه بهانه ای بیش نیست تا خانم سرکیسیان از دست سوالات متعدد ورثه و همچنین از دست دقت نظر و سختگیری مسئولانه شما در چاپ کتاب کوچه خلاص شود.
خانم سرکیسیان در مصاحبه خود ( پس از انتشار کتاب دن آرام ) با روزنامه ایران، اصالت و صحیح بودن چاپ رمان دن آرام را مورد تایید قرار داده بود، حال چگونه است که پس از سه سال چنین موضعی اتخاذ کرده؟ جای تعجب دارد!؟
این تناقض فکر خانم سرکیسیان ، آیا عجیب و دوگانه نیست!؟متاسفانه ایشان حافظه ی ضعیفی دارند که دو برخورد متضاد نموده اند.
فکر می کنم اگر ایشان را به جای مترجم می گذاشتید موضوع حل شده بود.
در همین جا بایستی بگویم که کلیه ورثه به جز خانم سرکیسیان حاضر به چاپ کتاب کوچه می باشیم ولی متاسفانه فیش ها نزد نامبرده بوده که از ادامه چاپ آن خودداری می کند آنهم بدون ارائه هیچ دلیل قانع کننده و هیچ استدلال عقلی و عرفی.
ملاحضه می فرمایید که من و خانواده ام تمایل به چاپ کلیه آثار پدرم را داریم و تا کنون هم تلاش ما بر همین منوال بوده و تجدید چاپ کتابهای اولیه پدرم نیز دلیلی بر همین ادعاست ولی متاسفانه خانم سرکیسیان به تنهایی از چاپ کتاب جلوگیری کرده و بنابر این مسئولیتی متوجه ورثه شاملو نمی باشد و کار به آن جا کشیده شد که ما هم از طریق مجاری قانونی و حقوقی خواستار پاسخ گویی ایشان در تمام موارد اختلاف پیش آمده فیمابین هستیم تا هرچه سریعتر به ساماندهی آثار پدر بپردازیم.
خانم سرکیسیان کار را به جایی کشانده که نمی گذارد «موزه شاملو» را راه اندازی کنیم و متاسفانه شاهد آن هستیم که کلیه آثار دست نوشته پدرم روز به روز کمتر کمتر می شود.
امید آن دارم تا با تقسیم ما ترک هرچه زودتر« موزه شاملو» افتتاح شود.
آقای کاظم زاده عزیز؛
فکر می کنم تا حدودی به شکایت شما از ورثه پاسخ گفته باشم و در جهت تنویر ذهن شما و افکار عمومی، مسبب چنین وضعیتی رابشناسید.
بنابراین از مسبب بپرسید و پیگیری نمایید که حق با شماست.